افتاد و شکست نمی دانم به آستینم گیر کرد یا به ساق دستم خورد که غلطید و خورد زمین و دسته اش شکست من مانده ام مات دستم می لرزد و نشسته ام وسط نوار کاستها بی انگیزه ای برای سر سامان دادن به آنها مثل اینکه وظیفه ام شکستن فنجانها بود و نه نظم دادن به نوارهای کاست. مادر می گوید فروشنده اش باید نان بخورد اگر نمی شکست نمی روی که فنجان بخری. من با خودم می گویم:
شب تاریک و سنگستان و مو مستعکس نوشت: دوستان عزیز فنجانهای که در عکس مشاهده می شود در حال حاضر چهار تنشان در قید حیاتند.
قدح از دست مو افتاد و نشکست
نگهدارندهاش نیکو نگهداشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست

سلام. ته ذهنم از فاميتان چيزهايي هست. ممنون كه سر زدين
پاسخ دادنحذفسلام. ته ذهنم از فاميتان چيزهايي هست. ممنون كه سر زدين
پاسخ دادنحذفمن هم دست به شکستنم خوبه شاید بهتر از شما
پاسخ دادنحذفنجمه شاعر خوبی بود
پاسخ دادنحذفحالا این روزا هی چیزایی میخونم و میشنوم که از جراحی میترسم یادم باشه قبل از عمل یه عکس از خودمو بدم بهت که زبون کولا (همون مرد خلافکار تو کارتن کارآگاه گجت) لال یه موقع لازم شد بزاری رو وبلاگت.
کلی فکر کردم دیدم جدی جدی از کسی بدم نمیاد که بگم زبونش لال البته از چند نفر میادا ولی اولا گناه داره دلم نمیاد لل شن ثانیا میترسم بگم اسمشونو
دو ماه پیش یه لیوانمو که تو یکی از عکسام گذاشته بودم گنده بود و مال جهیزیه مادر مادربزرگم حدود هشتاد سال پیش رو توش چایی ریختم شیکست. اونقد دلم شیکست.......
به غير از فايده اي كه مادرتون گفتند و كاملا منطقي است يه فايده ديگرش اين بوده كه طبع شعرتون گل كرده و قطعه شعر جالبي سروديد
پاسخ دادنحذفخدا بقيشونو حفظ كنه واقعا ظروف زيبايي هستند و حيفه ولي به نظرم هر وقت ديدين حس شعر نداريد يكي ديگيشونو بشكنيد شايد جواب داد و كمكي كرد به سرودن شعر
سلام آقای بی نیاز خوشحالم به وبلاگم سر زدید.
پاسخ دادنحذفآقا رضا پس به خودم امیدوار بشم که در صدر شکستنها نیستم.
پاسخ دادنحذفهاشور
پاسخ دادنحذفمن هم همیشه وصیت می کنم عکس فارغ التحصیلی با ان کلاه بوقی رو بزنند توی اعلامیه ام اما حالا باید تجدید نظر کنم چون عکسها دیجیتال شده!
با شکستن شکستنی ها دل ادم هم مثل اینکه می شکنه!
سامورایی
پاسخ دادنحذفاون شعر من که نبود اون شعر بابا طاهره پس می بینید با شکستن طبع شعرم خوب نمیشه
سلام پرنيان گل و عزيز و ضمنا بسيار بسيار خوش سليقه. عجب فنجانهاي زيبايي. اينها همه از خوش سليقگي شخص خبر مي دهند. من كه هوس كردم يك چاي در اين فنجانها بخورم. شكستش هم فداي سرت خوش سليقگي تو كه از بين نرفته. مهم اينه.نگهدارنده اش نيكو نگهداشت.آفرين. قندك
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذففداي سرت ! راستش من از خدامه بعضي ظرف و ظروفم بشكنه تا من به بهانه ي شكستنشون كمي دور و برم را خلوت كنم .
ضمنن آمدم تا تشكر كنم بابت رايي كه به من داديد در عكسلاگ . تنها شما به عكس من راي داديد و برايم باارزش است .
چهار تا هم خوبه! آفرین!
پاسخ دادنحذفئه! ببخشید! این نظر بالایی مال منه!!!
پاسخ دادنحذفبقیه فنجوناهم باید شوهر میدادین می رفت .
پاسخ دادنحذفاینطوری همش تو جشمن میشن سوهان روح
سلام عمو قندک
پاسخ دادنحذفمن پرنیان نیستم من پرشکوه ام. سلیقه فنجون ها از من نیست سلیقه دوست خواهرمه!
عمو بفرما چایی
الی جان
راستش من از اون آدمهایی هستم که دلم نمی یاد چیزی رو دور بریزم وقتی چیزی می شکنه دلم می شکنه!
راستش از ترکیب رنگهای عکست خوشم اومد و به خاطر همون رنگ بندی به عکستون رای دادم
سارا خانوم
یعنی به خودم امیدوار باشم:)
سمام جون
یعنی دست به کار شکستن بشم.