من دوباره اشتباه می کنم
راه می روم راه اشتباه می روم
تو نگاه می کنی اشتباه می کنی
من سکوت می کنم
تو سکوت می کنی
این سکوت تو اشتباه من!
اشتباه ناگزیر من
در میان حرفهای ساکتت آب می شود
من دوباره می روم
بغض خسته ای شکسته است
تو نگاه می کنی اشتباه را!
من میان قاب پنجره دور می شوم
می روم می روم
از نگاه پنجره دور می شوم
من نشسته ام
کنار خستگی روزهای رفته ام
با لباس راه راه
منتظر به ساعتی که
درمیان راه خواب رفته است.
راستی حرف آخرم برای تو:
"من اشتباه نکرده ام"

چه جالب ..
پاسخ دادنحذفجالب بید.
پاسخ دادنحذفاون عکس پایین یعنی آشپزخونه خودتونه؟اون ظرف رنگی پنگیا؟آره؟
راستش اون عکس قبلی مال خونه خودمون نبود مال وقتی نظرت رو دیدم عکس رو با یه عکس از بوفه خونه خودمون که خیلی وقت پیش از سر بیکار گرفته بودم عوض کردم!
پاسخ دادنحذفخیلی قشنگ بود.شاعر خودتی؟ اصلا نمیدونستم شعر میگی.سوپرایز شدم
پاسخ دادنحذفبه به از سفال به شیشه رسیدی ;)
پاسخ دادنحذفsalam
پاسخ دادنحذفvaghean khoshhalemon kardi ke behem sar zadin
khili mer30
chanta az neveshtehaton ro khondam
omidvaram ke beton azaton bishtar bekhonam
pas felan ta hi digar bye
چقدر بايد زيبا باشه اين روستاي پرشكوه.
پاسخ دادنحذفاسمش بهش مياد.
تونستي عكس بيشتري بذار.
اتفاقاً خيلي هم درست است.
پاسخ دادنحذفمن بعد از مدت ها آپ كردم يه سري بزن
سلام
پاسخ دادنحذفشعر خیلی قشنگی بود ... واقعاً قشنگ بود . لذت بردم ...
خانوم هویج جون
پاسخ دادنحذفممنون راستی نمی دونستی یه چیزهای به نام شعر معر می گیم.
ایمان و فرشته
من هم از به بعد به شما سر می زنم و خوشحال شدم که به وبلاگم سرزدید.
سوژه
آره پرشکوه قشنگه سعی می کنم بیشتر عکس بگیرم اگه تونستم.
سپیده خانوم
حتما به شما سر می زنم.
رها جون
لطف داری