۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

لجم در آمده

از بچگی عاشق تعطیلی بودم باران بیایید تا سیل جاری شود و مدرسه را آب بگیرد یا برف بیایید راه مدرسه بسته شود و نروم مدرسه. مثل اینکه هنوز بزرگ نشده ام امروز لجم گرفته بود همه تعطیل کرده بودند و من فقط به خاطر دو ساعت باید می رفتم آموزشگاه. یک کلاس دو جلسه ای امروزم تعطیل شد اما این یکی را مجبور شدم برگزار کنم.

۴ نظر:

  1. اي
    پس بگو
    معلما و استادا هم مث خودموننن
    البته تعجبي نداره
    همه ايراني هستيم
    ژاپني كه نيستيم خداي نكرده

    پاسخ دادنحذف
  2. در این تعجبی نیست که ما ایرانیها از تنبلهای روزگاریم:)
    ما هم مثل دانش آموزها و دانشجوها تعطیلی رو دوست داریم جای تعجب نداره!

    پاسخ دادنحذف
  3. جات خالی منم امروز با ماشین رو برف سرسره بازی میکردم و ترمز اسکیت باز شده بودم. این که تو روز برفی مجبور باشی درس بدی و بخونی اذیتم میکنه.
    راستش پرشکوه همه مون همین روزای پیچوندن کلاس رو داشتیم و وقتی من زیاد عصبانی میشم فوری یاد دسته گل های خودم میفتم که هنوزم آب میدم و لبخند میزنم. توصیه میکنم هیچوقت وسوسه نشی گوش بگیری چون بچه های این دوره زمونه واقعا بی شعورند و یهو دیدی کتکت زدند. من از همه شون میترسم.
    راستی از دست وبلاگت یه مشت رو میز زدم :))

    پاسخ دادنحذف
  4. جات خالی منم امروز با ماشین رو برف سرسره بازی میکردم و ترمز اسکیت باز شده بودم. این که تو روز برفی مجبور باشی درس بدی و بخونی اذیتم میکنه.
    راستش پرشکوه همه مون همین روزای پیچوندن کلاس رو داشتیم و وقتی من زیاد عصبانی میشم فوری یاد دسته گل های خودم میفتم که هنوزم آب میدم و لبخند میزنم. توصیه میکنم هیچوقت وسوسه نشی گوش بگیری چون بچه های این دوره زمونه واقعا بی شعورند و یهو دیدی کتکت زدند. من از همه شون میترسم.

    پاسخ دادنحذف

در صورتیکه می خواهید نظر بگذارید باید از منوی نمایه گزینه مورد نظرتان را انتخاب کنید. می توانید گزینه نام و ادرس اینترنتی برای ثبت نام و ادرس وبلاگتان انتخاب کنید و یا با انتخاب google از ID جی میل خود استفاده کنید یا با انتخاب ناشناس بدون نام نظر بگذارید. از نظرات شما استقبال می کنم و ممنون از توجه و لطفتان.
پرشکوه